الکس &

الکس &
پارت ۴
در یک نگاه
جی جی٪

&گفت باید سوار ماشین من بشی و بریم خونه من و ٪ نه چرا باید بیام &چون اگر اینطوری با موتور بری مریض میشی٪تو الان برای چی نگران منی بگو &بخاطر من داشتی میمردی ٪اگر نگران من بودی نینداختی منو تو استخر یک دفعه بقلم کرد &لجبازی نکن منو گذاشت تو ماشین ٪ولم کن ماشین باز کن &اگر به حرفم گوش ندی یه کار دیگه میکنم کم کم نزدیکم شد و ٪باشه بریم و رفتیم یه خونه خیلی بزرگ بود و &بیا دنبالم ورفتم دنبالش و رسیده یه اتاق و رفتیم تو اتاقش &بیا لباست رو عوض کن ٪نمیخوام &گفتم لجبازی ندارم ٪باشه (لباسی که به جی جی داد ) بعدش که منو دید به پاهام نگاه کرد و تا نگاش کردم نگاهش رو دزدید و بعدش گف برای جبران کارم باید یکسری کارهای کنم...
بچها ببخشید دیر گذاشتم آهان عکس جدید رمان
دیدگاه ها (۰)

گفتش باید یه کاری کنم تلافی صبح گفتم نمیتونی وبعد دیدم اوم...

رمان نویسی پارت ۲در یک نگاه موتورم پارک کردم موتور جی جی آخ...

Part : 229سوبین : میخوام برم خونه (گریه)لارا : سوبین لطفا ها...

Part : 229سوبین : میخوام برم خونه (گریه)لارا : سوبین لطفا ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط