اگر چه زیر سر عشق صد بلا باشد
اگر چه زیر سر عشق صد بلا باشد
خوشا دلی که به این درد مبتلا باشد
خوش آنکه جان بدهد در هوای گیسویت
ز دام دین و سیاست دلش رها باشد
زبان سوختگان را کسی نمی فهمد
مگر کسی که ز یارش چو من جدا باشد
کمان کشیده و چشمت نشسته خوش به کمین
اگر نشانه منم کاش بی خطا باشد
مرا ز عشق چرا منع می کنی ای شیخ؟
مگر نه منبع مهر و وفا خدا باشد
تو از قصاص و من از عشق قصه می گویم
که در برابر لب حکم لب روا باشد
قسم به عشق، جهان می رسد به خواسته اش
اگر ندای محبت در آن رسا باشد
ناصر_عبدالمحمدی
خوشا دلی که به این درد مبتلا باشد
خوش آنکه جان بدهد در هوای گیسویت
ز دام دین و سیاست دلش رها باشد
زبان سوختگان را کسی نمی فهمد
مگر کسی که ز یارش چو من جدا باشد
کمان کشیده و چشمت نشسته خوش به کمین
اگر نشانه منم کاش بی خطا باشد
مرا ز عشق چرا منع می کنی ای شیخ؟
مگر نه منبع مهر و وفا خدا باشد
تو از قصاص و من از عشق قصه می گویم
که در برابر لب حکم لب روا باشد
قسم به عشق، جهان می رسد به خواسته اش
اگر ندای محبت در آن رسا باشد
ناصر_عبدالمحمدی
- ۱.۴k
- ۲۰ آبان ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط