ظهور ازدواج )
ظهور ازدواج )
( فصل سوم ) پارت ۷۰۳
چراغ سه تايي بالاي سرم داشت کورم میکرد.
غرق عرق هق هق کردم و نفس نفس زدم.
دکتر الا جان... برام از شماره ۱۰معکوس بشمار.. به زور و زحمت خيلي شديدي با درد شروع کردم به
شمردن:۱۰-۹-۸..
اخ..
نفسم در نمیومد.
قلبم خيلي خيلي تند اروم گفتم:۷
تند و ترسیده میزد.
حس میکردم یه کم دردم کم و بي حس شد.
به زور گفتم: ٦....
دهنم به زور باز میشد و چشمام داشت به هم قفل میشد.
نالیدم ..
دیگه..
نمیتونستم.
خيلي بيحال چشمام به هم قفل شد و انگار به خواب
خيلي عميقي فرو رفتم..
( فصل سوم ) پارت ۷۰۳
چراغ سه تايي بالاي سرم داشت کورم میکرد.
غرق عرق هق هق کردم و نفس نفس زدم.
دکتر الا جان... برام از شماره ۱۰معکوس بشمار.. به زور و زحمت خيلي شديدي با درد شروع کردم به
شمردن:۱۰-۹-۸..
اخ..
نفسم در نمیومد.
قلبم خيلي خيلي تند اروم گفتم:۷
تند و ترسیده میزد.
حس میکردم یه کم دردم کم و بي حس شد.
به زور گفتم: ٦....
دهنم به زور باز میشد و چشمام داشت به هم قفل میشد.
نالیدم ..
دیگه..
نمیتونستم.
خيلي بيحال چشمام به هم قفل شد و انگار به خواب
خيلي عميقي فرو رفتم..
- ۹۲۲
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط