حتما بخونید خیلی قشنگه

حتما بخونید خیلی قشنگه

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام را تحویل بدهند

فردی وارد شد و با لهجه ساده و روستایی پرسید :

کرم ضد سیمان دارین؟

فروشنده با لحن تمسخر آمیز پرسید:کرم ضد سیمان؟

بله که داریم.کرم ضد تیر آهن و آجر هم داریم حالا

ایرانیشو میخوای یا خارجی؟ اما گفته باشم خارجیش گرونه ها!

مرد نگاهش را به دستانش دوخت و آن را روی به صورت فروشنده گرفت و گفت :

از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده نمیتونم صورت دخترمو ناز کنم.اگه خارجیش بهتره خارجی بده!

لبخند روی صورت متصدی داروخانه یخ زد...چه حقیر و کوچک است آن کسی که به خود مغرور است

چرا که نمیداند بعد از بازی شطرنج، شاه و سرباز همه در یک جعبه قرار می گیرند

جایگاه شاه و گدا، دارا و ندار قبر است

تقواست که سرنوشت ساز است....

برای رسیدن به کبریا باید نه کبر داشت نه ریا....

مواظب باشیم که تقوا با یک "تق"،"وا" نرود....

دیدگاه ها (۵)

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام را تحویل دهند.فردی...

مردی وارد داروخانه شد وبا لهجه ای ساده گفت:کرم ضد سیمان داری...

برای رسيدن به کبريا بايد نه " کبر " داشت نه "ریا" !!مردی وار...

کرم ضد سیمان :وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه‌ام را ...

مردی وارد داروخانه شد و با لهجه‌ای ساده گفت:کرم ضد سيمان دار...

وارد دارو خونه شدم و منتظر شدم تا داروهامو تحویل بدنفردی وار...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

وارد داروخانه شدم و منتظر بودم تا نسخه ام تحویل دهند.فردی وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط