این منم که تو را می خوانم

این منم که تو را می خوانم

نه پری قصه هستم در آفاق داستان

و نه قاصدکی در یک قدمی تو

کسی که همواره به یاد توست

سالهاست با رودخانه و آسمان زندگی می کنم

برای کفتران چاهی دانه می ریزم

و ماه را به مهمانی درختان دعوت می کنم

این تویی که مرا در تمام لحظات می بینی

می نویسم تا تمامی درختان سالخورده بدانند

که تو مهربانترین مهربانی

پس آرام و گرم می نویسم

__________________

زرد ترین اتفاق جهان

پائیز نیست

نبودن توست
دیدگاه ها (۱)

تو مالمـنیو ایـن حس مالکیتنمی گذارد هیچ کستو را از قلم رو حا...

آغوش گرمم باش!بگذار فراموش کنم لحظه هایی کهدر سرمای بی کســی...

تو برایم بهترین هستی دنیا را نمیخواهم تو زندگی من هستیاینگون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط