پیچکت می شدم

پیچکت می شدم
اگر کنارم بودی
و همانگونه سخت در آغوش می گرفتمت
تا هر که از کنار تو می گذشت
چشم از تو بردارد
بداند تو مالکی داری...

#رویا_فخاریان
دیدگاه ها (۱)

زان شب که سر زلف تو در خواب بدیدمحیران و پریشانمو تعبیر نکرد...

فرقی نمی‌کندفصل کوچچه زمانی باشد!چمدان را می‌بندم...این شهری...

دیدی که سخت نیست تنها بدونو صبح می شود شب ها بدون مناین نبض ...

یار خوبم گفته بودی جان نثارم می کنی با صدایت همچو آهویی شکار...

درست کنار ثانیه های بی قراری امکنار دل شوره های شیرینمتو کنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط