چه باشد حال آن مرغ ضعیفی کز پریشانی*

چه باشد حال آن مرغ ضعیفی کز پریشانی*
زخاری آشیان سازد، به آهی آشیان سوزد*
دیدگاه ها (۴)

گمان مبرکه فراموش کردمت هیهات*زپیشم ارچه برفتی، نرفتی از یاد...

قرار بود که باشی و یکه تاز دلمنه این که دل برود بی سودار برگ...

جز وصف پیش رویت درپشت سرنگویم*رو کن بهرکه خواهی گل پشت و رو ...

افسانه ی عشق تو شدم آه و دریغا*ترسم که نمانم من و افسانه بما...

سخنِ عشق تو بی‌ آن که برآید به زبانمرنگ رخساره خبر می‌دهد از...

ناز چشمانت کِشم آنقدر ، حیرانت کنم بی وفا در قدرت من نیست زن...

✨و باران نشانی از اجابت است✍زیارت توی هوای لطیف و بارونی حرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط