من توراهرشب به صرف چای مهمان میکنم

" من توراهرشب به صرف چای مهمان میکنم "

گیسوان بی قرارم را پریشان میکنم..

کوهی از دلتنگی ام را با کمی بازیگری...

پشت یک لبخند زیبا از تو پنهان میکنم..

در کنارت ظاهرا ً آرامم اما از درون..

مثل یک آتشفشان خسته طغیان میکنم...

کاخ زیبایی که ما از آرزوها ساختیم..

میزنم در سینه ام یک لحظه ویران میکنم...

تاتو چایی میخوری من هم دلم را بی صدا...

میبرم در گوشه ای با گریه درمان میکنم

••••
باز میگردم به آغوش تو اما بازهم
چشمهای قرمزم را از تو پنهان میکنم
دیدگاه ها (۲)

" نیمه شب آمد خیالت، نیمه جانم را گرفت "" ابر دلتنگی دوباره ...

بزن پلکی به هم گاهی ببین من زنده ام یا نه؟شکستی قاب چشمم را ...

بعد عمری در کجا باید که پیدایت کنم...از کدامین پنجره باید تم...

سلام صبح بخیر دوستانانوار طلایی خورشید نوید مهربانی ولطف پرو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط