پارت هشتم

پارت هشتم
Time ⏳⏳⏳⏳

این تصمیم های خانواده ها هم بچه ها رو نابود میکرد و هم زندگیشان رو تباه
_________فلش بک ______
ساعت ۵:۳۶دقیقه

ا.ت ویو
از ده سالگی مرگ مادرم ازدواج پدرم دیدن چند تا دختر و پسر کنارشون
دیگه کشش نداشتم
مثل اینکه واقعا زندگی بر خلاف میل منه
ناگهان در شکسته شد و تیری درست روی بازو ا.ت نشست از درد روی زمین افتاده و تنها چیزی که شنید صدای اون عفریته بود
×انجام شد حالا زندگیم خوبه
؟عمر دیگری ؟
×این دخترو بدترین مجازات بدید
؟چشم
با رفتن اون دخترک چشم فیروزه ای ما چشماش رو بست و با تاریکی یکی شد
۶:۴۵
&بیدارشو دیگه
_ا .....اینجا کجاست
&خب خوبه بیداری
_چی شده
&شانس بیاری زنده بمونی
و با یک پوزخند رفت بیرون
زندگیش عوض شده بود 🥺 در عرض
میشه گفت یک ساعت یا چند دقیقه و ثانیه هایی که هیچوقت از کار نمی‌افتادند
««««««««««««««««««فلش زمان حال___________
زدم بیرون یعنی چی من با یک شخص که نتمیشناسم بخاطر دو نفر که جز خوشی خودشون چیز دیگه رو ندارن ازدواج کنم
برو بابا
دیدگاه ها (۰)

پارت نهم Time ⏳⏳⏳ زندگی من همش تصمیم دیگران بود×دامادم +با...

پارت ده Time ⏳⏳⏳ا.ت ویو تو حال خودم به سمت این ور میرفتم که ...

پروفایل جدید

شوگا :نمی دونم شما سه تا چرا هر چی بزرگتر میشیم لباس تنتون ن...

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P³⁰✦پرش زمانی به دو روز بع...

Part 13کوک: ا،ت گفتم پس کنا،ت: یعنی چی بس کن رفیق من مرده او...

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P²⁸ا/ت: *اون داره گند میزن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط