دست تکان می هد آســـمان

دست تکان می هد آســـمان

آغــــــوش میگشــــــــــــــــاید زمین

لبخـــــــــــــــــــند میزند خــــــــــــــــــــــدا


بار الهـــــــــــــــــی به اوج تمام آســـــــــــــــمانت

به سنگیـــــــــــنی شانه های زمــــــــــینت

صبری عـــــطا فرما و قدرت اشـــــکی

که ببـــــــارانم دلتــــــــــــنگیم را

و باز بارانی شود احساســم
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕چند ماه از آن روزهای سخت گ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وچهارم | گلوله‌ای برای عشقشلیک!زمان انگ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۱: خبر غیرمنتظرهدر باشگاه باز شد.همه ناخو...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۷

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

پارت: ۲ (بخش ۱) **زاویه دید: زین**قطره‌ای عرق از خط رویش موه...

.......//برده ی زیبا//.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط