گابلین
#گابلین
پارت 23
فلیکس جیغ میکشه
هیون میدواعه پیش فلیکس
فلیکس میپره بغل هیون
☆:-جیغ بکشششش بکشششش
♡: عشقم چی رو چی شده؟
☆-جیغ سوسکککککک
♡: -خنده خیلی خب جیغ نکش کر شدم
میره با فلیکس تو دست شویی و پاش رو میزاره رو سوسک و میمیره
فلیکس از بغل هیون میاد پایین
☆: دستات رو بشور
♡: جوجه مگه با دستام کشتم
☆: بشور بعد بیا پیش من
♡: خیلی خب باشه جوجه هرچی تو بگی
هیونجین میره و دستاش رو میشوره
☆ : تمیز شستی؟
♡: اره قشنگم
☆: مطمئنی؟؟
♡: اره عشقم
دستاش رو نشون میده
☆: اوم خوبه
♡: اره
فلیکس رو میگیره تو بغلش
♡: عشقم امشب یه مهمونی خیلی بزرگ دعوت شدیم
برو اماده شو
☆: عام خب باشه ولی به چه مناسبت؟ و نسبتی؟
♡: وا عشقم مناسبتی نداره بعدشم به عنوان زن خوشگل و خاص من میای
☆: اومممم خیلی خب باشه قبوله هرچی تو بگی
میره بالا
وارد اتاق میشه
☆: حالا چی بپوشم؟ باید خیلی خوشگل بشم
(عکس لباسش رو میزارم)
حوله هاش رو ورمیداره
وارد حموم میشه
دوش میگیره
بعد چند مین میاد بیرون
لباس راحتی میپوشه
میشینه جلوی آینه و شروع میکنه اروم آرایش کردن
آرایشش تموم میشه
در حد یه کم رنگ رو روح دادن به خودش آرایش کرد
بلند میشه
میره سمت کمد
درو باز میکنه
وایمیسته نگاه کردن
☆: -داد هیونجینننننننننننننن بیا بالا کمک بدو
♡: الان میام
هیون میره پیش فلیکس
♡: جونم فدات شم
☆: خدانکنه تو لباس گیر کردم کمکم کن
♡: باشه
( عکس لباسا رو میزارم ولی اخری مهمه و اونیه که میپوشه)
میره و میپوشه
♡: با این میخوای بیای؟
☆: اره مگه چشه ؟
♡: همین الان میری عوضش میکنی وگرنه تو تنت جرش میدم
☆: باشه باشه ایششش
باز میپوشه
♡: این که بدتر شدددد
☆: کت دارم روش گیر نده
♡: نوچ بدو عوض کن بدو
لباس بعدی رو میپوشه
♡: اها این شد این خیلی خوبه
☆: هوففف الان جدییی؟
♡: اره همین خوبه بقیه کارات رو بکن من میرم اماده شم
☆: باشه قبوله هرچی تو بگی
هیونجین میره
☆: سلیقش بد نی خوبه
کیفش رو ورمیداره و کفشاش رو میپوشه
میره پایین و منتظر هیونجین میمیونه
هیونجین میاد پایین
نگاه فلیکس میکنه
♡: اوم خیلی خوشگل تر شدی این جوری که من قش میکنم
☆: -لبخند ممنون نه نباید چیزیت شه من به تو یعنی اقای خوشتیپ نیاز دارم
♡: -لبخند باشهه عزیزکم بریم دیگه
☆: بریم
باهم دیگه میرن سمت ماشین
سوار میشن
هیونجین گاز میده
☆: عام اروم تر برو
♡: چشم خوشگله
☆: خوبه
بعد ۱ ساعت میرسن
پیاده میشن
هیونجین دست فلیکس رو میگیره
♡: اماده ای؟
☆:اره بریم
دست تو دست وارد عمارت میشن
همه چشا زوم میشه روشون
☆: چرا این جوری نگاه میکنن؟
♡: چون من و تو خیلی بهم میایم و خوشگل ندیدن
☆: اوم باشه
( بچه ها بنگچان و سونگمین رو داریم زوجین که میبینیم علامت بنگچان:◇ علامت سونگمین:♧)
◇: به به هیونجین خان چه عجب بلاخره شما با یک نفر همراهت اومدی
♡: اره دیگه عشقم رو پیدا کردم
◇: نمیخوای معرفیش کنی؟
♡: چرا الان معرفی میکنم
فلیکس عزیزم این بنگچان دوست بچگیم تا الان
اون یکی سونگمین زنشه
سونگین و بنگچان فلیکس عشق زندیگم
☆: سلام خیلی خوشبختم
◇: سلام منم همین طور
♧: سلام خوشبختم از آشناییت
♡: خب دیگه بریم به مهمونی برسیم
مهمونی شروع میشه
شروع میکنن همه رقصیدن
فلیکس یه کم همراه هیونجین مشروب میخوره
میرقصن همه باهام
*چند مین بعد*
☆: هیون
♡: جونم
☆:-اروم من باید برم دست شویی
♡: اوم میخوای بیام؟
☆: نه ولی اگه دیر کردم بیا دنبالم
♡: باشه برو
فلیکس میره سمت دست شویی
وارد دست شویی میشه و کارای مربوطه رو انجام میده
میاد بیرون
¥: هعی خوشگله
☆: بله بفرمایید
¥: مال من میشی؟
☆:-خنده عمرا من مال یکی دیگه ام و راضیم از این موضوع
¥: ولی تو حیفی
☆: نیستم گم شو کنار
دست فلیکس رو میگیره
صورتش رو نزدیک فلیکس میکنه که هیونجین میاد و
یقه اش رو میگیره
♡: هوی پسره عوضی دور برش نبینمت
¥: ب..باشه خ...خ...خفم ک....ک...کردی
هیونجین پسره رو ول میکنه
دست فلیکس رو میگیره و تند تند راه میره
میرن حیاط پشتی
☆: اخ یواش بابا دستم رو کندی
♡: هعی میگم بیام میگی نه بیا همین رو میخواستی
☆: من چه میدونستم اینجوری میشه
♡: باید میدونستی
هیونجین لباش رو محکم میزاره رو لبای فلیکس و مک های عمیقی به لبای فلیکس میزنه
فلیکس وول میخوره ولی هیونجین محکم تر میبوسه
که یهوووووو....
پارت 23
فلیکس جیغ میکشه
هیون میدواعه پیش فلیکس
فلیکس میپره بغل هیون
☆:-جیغ بکشششش بکشششش
♡: عشقم چی رو چی شده؟
☆-جیغ سوسکککککک
♡: -خنده خیلی خب جیغ نکش کر شدم
میره با فلیکس تو دست شویی و پاش رو میزاره رو سوسک و میمیره
فلیکس از بغل هیون میاد پایین
☆: دستات رو بشور
♡: جوجه مگه با دستام کشتم
☆: بشور بعد بیا پیش من
♡: خیلی خب باشه جوجه هرچی تو بگی
هیونجین میره و دستاش رو میشوره
☆ : تمیز شستی؟
♡: اره قشنگم
☆: مطمئنی؟؟
♡: اره عشقم
دستاش رو نشون میده
☆: اوم خوبه
♡: اره
فلیکس رو میگیره تو بغلش
♡: عشقم امشب یه مهمونی خیلی بزرگ دعوت شدیم
برو اماده شو
☆: عام خب باشه ولی به چه مناسبت؟ و نسبتی؟
♡: وا عشقم مناسبتی نداره بعدشم به عنوان زن خوشگل و خاص من میای
☆: اومممم خیلی خب باشه قبوله هرچی تو بگی
میره بالا
وارد اتاق میشه
☆: حالا چی بپوشم؟ باید خیلی خوشگل بشم
(عکس لباسش رو میزارم)
حوله هاش رو ورمیداره
وارد حموم میشه
دوش میگیره
بعد چند مین میاد بیرون
لباس راحتی میپوشه
میشینه جلوی آینه و شروع میکنه اروم آرایش کردن
آرایشش تموم میشه
در حد یه کم رنگ رو روح دادن به خودش آرایش کرد
بلند میشه
میره سمت کمد
درو باز میکنه
وایمیسته نگاه کردن
☆: -داد هیونجینننننننننننننن بیا بالا کمک بدو
♡: الان میام
هیون میره پیش فلیکس
♡: جونم فدات شم
☆: خدانکنه تو لباس گیر کردم کمکم کن
♡: باشه
( عکس لباسا رو میزارم ولی اخری مهمه و اونیه که میپوشه)
میره و میپوشه
♡: با این میخوای بیای؟
☆: اره مگه چشه ؟
♡: همین الان میری عوضش میکنی وگرنه تو تنت جرش میدم
☆: باشه باشه ایششش
باز میپوشه
♡: این که بدتر شدددد
☆: کت دارم روش گیر نده
♡: نوچ بدو عوض کن بدو
لباس بعدی رو میپوشه
♡: اها این شد این خیلی خوبه
☆: هوففف الان جدییی؟
♡: اره همین خوبه بقیه کارات رو بکن من میرم اماده شم
☆: باشه قبوله هرچی تو بگی
هیونجین میره
☆: سلیقش بد نی خوبه
کیفش رو ورمیداره و کفشاش رو میپوشه
میره پایین و منتظر هیونجین میمیونه
هیونجین میاد پایین
نگاه فلیکس میکنه
♡: اوم خیلی خوشگل تر شدی این جوری که من قش میکنم
☆: -لبخند ممنون نه نباید چیزیت شه من به تو یعنی اقای خوشتیپ نیاز دارم
♡: -لبخند باشهه عزیزکم بریم دیگه
☆: بریم
باهم دیگه میرن سمت ماشین
سوار میشن
هیونجین گاز میده
☆: عام اروم تر برو
♡: چشم خوشگله
☆: خوبه
بعد ۱ ساعت میرسن
پیاده میشن
هیونجین دست فلیکس رو میگیره
♡: اماده ای؟
☆:اره بریم
دست تو دست وارد عمارت میشن
همه چشا زوم میشه روشون
☆: چرا این جوری نگاه میکنن؟
♡: چون من و تو خیلی بهم میایم و خوشگل ندیدن
☆: اوم باشه
( بچه ها بنگچان و سونگمین رو داریم زوجین که میبینیم علامت بنگچان:◇ علامت سونگمین:♧)
◇: به به هیونجین خان چه عجب بلاخره شما با یک نفر همراهت اومدی
♡: اره دیگه عشقم رو پیدا کردم
◇: نمیخوای معرفیش کنی؟
♡: چرا الان معرفی میکنم
فلیکس عزیزم این بنگچان دوست بچگیم تا الان
اون یکی سونگمین زنشه
سونگین و بنگچان فلیکس عشق زندیگم
☆: سلام خیلی خوشبختم
◇: سلام منم همین طور
♧: سلام خوشبختم از آشناییت
♡: خب دیگه بریم به مهمونی برسیم
مهمونی شروع میشه
شروع میکنن همه رقصیدن
فلیکس یه کم همراه هیونجین مشروب میخوره
میرقصن همه باهام
*چند مین بعد*
☆: هیون
♡: جونم
☆:-اروم من باید برم دست شویی
♡: اوم میخوای بیام؟
☆: نه ولی اگه دیر کردم بیا دنبالم
♡: باشه برو
فلیکس میره سمت دست شویی
وارد دست شویی میشه و کارای مربوطه رو انجام میده
میاد بیرون
¥: هعی خوشگله
☆: بله بفرمایید
¥: مال من میشی؟
☆:-خنده عمرا من مال یکی دیگه ام و راضیم از این موضوع
¥: ولی تو حیفی
☆: نیستم گم شو کنار
دست فلیکس رو میگیره
صورتش رو نزدیک فلیکس میکنه که هیونجین میاد و
یقه اش رو میگیره
♡: هوی پسره عوضی دور برش نبینمت
¥: ب..باشه خ...خ...خفم ک....ک...کردی
هیونجین پسره رو ول میکنه
دست فلیکس رو میگیره و تند تند راه میره
میرن حیاط پشتی
☆: اخ یواش بابا دستم رو کندی
♡: هعی میگم بیام میگی نه بیا همین رو میخواستی
☆: من چه میدونستم اینجوری میشه
♡: باید میدونستی
هیونجین لباش رو محکم میزاره رو لبای فلیکس و مک های عمیقی به لبای فلیکس میزنه
فلیکس وول میخوره ولی هیونجین محکم تر میبوسه
که یهوووووو....
- ۲۶.۳k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط