تو این سفر کوفتی به جایی رسیدم که باید بشینم رو تلویزیون

تو این سفر کوفتی به جایی رسیدم که باید بشینم رو تلویزیون اختانوردان ببینم و به صدای ساز زدن رومخ بچه خواهرم با این نی چوبیا( پسره) گوش بدم و واسه ی ایشون تو شاخ نقاشی کنم🙄.😑 هعیییییی زندگی
دیدگاه ها (۱۴)

......

بزارید خواب دیروزمو خلاصه بگم ما دستگاه سفر در زمان داشتیم ب...

رمان جونکوک

آقا دیگه خستم شده.....کم کم کلا دلم میخواد همینو از از ویس ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط