I love you, my beauty.فیک

I love you, my beauty.فیک
پارت ۲
ویو جیمین
جیهوپ و جیمین امدن دنبالم رسوندنم خونه که کوک زنگ زد
کوک: سلام جیمی
جیمین: صد بار گفتم بهم نگو جیمی خوبه منم بهت بگم کوکو
کوک: خوب حالا منو جیهوپ میخوایم بریم کافه میای
جیمین: اره
جیمن: دم در کافه بودم داشتم با بابام حرف میزدم که یه دختر با ۲ تا دیگه دختر امد تو کافه خیلی خوشکل بود ولی با موهای بلند بهتر میشد اصلا به من چه رفتم سر میزم نشتم که اون ۳تا روبهرو ی ما بودن
ا.ت: کلم تو گوشی بو تا سفارشارو بیارن که جیا گفت
جیا: ا.ت ا.ت
ا.ت: هاهاها
جیا: نگاه کن یه نفر دیگه هم هست اون برا تو ( منظورش جیمینه)
ا.ت: هنو تو فکر اونایین😐😂
هانا : اره خیلی خوشکله
ا.ت: اهان هانا خانم عاشق شده 😂
هانا: مرض😓🤭
جیا : خجالت نکش 🤣


کوک: اَهههه چقد بلند میخندن
هوپی: مثلا دخترن
جیمین: خوبه که پر انرژی
کوک هوپی: خوبهههه
جیمین : اهان فهمیدم کیه
کوک : کی کیه
جیمین: اون دختره که پالتوی کرم داره
هوپی: خوب کیه
جیمین : فردا باهاش قرار ملاقات دارم
کوک: جیمین عاشق شدی
جیمین : نه دیونه قراره کاری
هوپی: به این سه تا میخوره بچه باشن
جیمین: اره ۱۷ ۱۸ سالشونه پدرش پسر نداره وسنش بالاس برا همین دختر هم میره دانشگاه هم کار میکنه قراره شرکتم تو کره باهاش شریک بشه شرکت موفقی داری
هوپی کوک: چخبره خیلی تو نخشی
جیمین: خیر به هیچ وجه از دخترا بدم میاد
کوک : بله بله تا خار ماد یارو رو دروردی داداش
هوپی:😂


ا.ت:به پسری که جیا گفت توجه کردم خوشل بود ولی اشنا زنگ زدم به منشی کانگ رفتم بیرو تا باهاش حرف بزنم
ا.ت: سلام منشی کانگ
منشی کانگ: الو سلام خانم کیم بفرمایید
ا.ت: منشی کانگ عکس کسی میخواد باهام قرار داد ببنده رو بفرست
منشی کانگ: بله خانم
منشی کانگ عکسو فرستاد امدم تو و عکسو وا کردم
ا.ت: خودشههههههه کمی داد
وقتی داد زدم اقای پارک بهم نگاه کرد
با خجالت نشستم
جیمین: اروم بلند شدم رفتم سمتش
جیمین:سلام خانم کیم
وقتی نشستم امد سمتم و گفت سلام خانم کیم
ا.ت: جیا هانا داشتن نگام میکردن منم بلند شدم سلام کردم و دست دادم
جیمین: از دیدنتو خوشحالم فردا با شما قرار دارم درسته
ا.ت: بله درسته
جیمین: لبخند فیکی زدم و گفتم مهمون من باشید
ا.ت : نه نه ممنون
جیمین: خوب من دیگه میرم فردا میبینمتون
ا.ت: بله بله حتما خدانگهدار
جیمین: اهوم خدانگهدار
نشستم که هانا گفت
هانا: اون کیه باهم قرار میزارین
ا.ت: نه نه نه
جیا: پس کیه
ا.ت: پسر خاندان پارک قراره باهاش قرار داد ببندم
هانا جیا: اهاننننن
رفتیم خونه من خوابیدم صبح بیدار شدم رفتم شر کت تا ساعت ۹بعدش رفتم دانشگاه تا ساعت ۱۴ دانشگاه بودم بعدش رفتم سر قرار
به اقای پارک زنگ زدم و گفتم شما کجایید
جیمین: من اینجام دستمو میبینی اوردم بالا
ا.ت: اهان دیدم سلام
جیمین: سلام
۲ساعت بعد
جیمین: خوبه قبوله
ا.ت: اهوم خوبه
پاشدیم دست دادیم رفتیم خونه
رسیدم خونه که بابام گفت
ب.ت: ا.ت تو باید...خمارییییییییی

لباس ا.ت و جیمین رو برای قرارشون گزاشتم
دیدگاه ها (۲)

پارت پنجم

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

این عشق فیک نیست پارت 5//ویوی کوک(صبح) // صبح از خواب پاشدم...

(دلداده )ا/ت: سلاممممم جین:سلام جوجه رنگیا جیمین: به به سلام...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

part : sixجیمین : ا‌.ت کدوم دوستت میاد ؟ا.ت : جیا . جیمین چر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط