شب

شب

اسمان را با سیاهی زلف هایت

به تمسخر میگیری

با درخشش چشمانت

ستاره ها را به بازی

و مرا

در آغوشت به جنگی نابرابر میطلبی؟

وقتی آسمان و ستاره هایش

با آن همه بزرگی و زیبایی

پیش تو سر فرود آورده اند

من چگونه توان مقابله داشته باشم

به پیش " تو ؟ "

بیا نفسی بغلم که یخ کرده ام لای این همه بی تو بودن ها..دردت تو تنم.. جونم فدات عمرم..
دیدگاه ها (۱)

فدای خستگی هایت بانو فدای دل گرفته ات بانو فدای چشمهای منتظر...

دلواپس اینم نفس بی من چه حالی داری تو دلواپس اینم گلم.. بی م...

بانوی مهربونم عزیز دلمعمرم..بد عاااااااااااااااااااااااااااا...

همه امید زندگیم همنفسم.دنیامدوووووووستت دارم.. بد..دلتنگتم.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط