تَمامِ فِنجان های قَهوه،

تَمامِ فِنجان های قَهوه،
که می گفتند؛
ما به هَم نِمیرسیم را شِکَستَم..!!
وَ فِنجانی دیگر خوردَم ...
فالی دیگر گرفتَم ..
اَز بَس قَهوه خوردَم ...
به گَمانَم
یک قَرن بیدار باشَم
دیدگاه ها (۶)

فکـــــرمیکردم "دلتنــــگے"آدمـــارو دیــــونہ نمیکنــہ ...و...

دلم تنگ است.. برای کسی که... نمیشود.. !! او را خ...

.شاید باورت نشود گاهی از شدت دلتنگی راضی به هرچه بودن میشوم ...

اگر سرت را روی سینه ام بگذاری هیچ صدایی نخواهی شنید قلب من ط...

متأسفانه اکثر تریبون دارها و رسانه‌های های ما توجیه گر شدند ...

در من کافه ای وجود دارد که هر روز در آن با تو قرار دارم!روی ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط