ای کبوتر از آشیان کرانه کردی

ای کبوتر از آشیان کرانه کردی
بی سبب چرا ترک آشیانه کردی
یادی از رفیقان آشنا نکردی
زین مکان که با عاشقان درآن چمیدی از آن چه دیدی
ناگهان چرا سوی دیگران پریدی
ترک یار نالان و ترک خانه کردی
بد گمان گشتم تر تو باری
بی وفا نبودی به یاری
دیدگاه ها (۲)

خسته پر آی به تو مشغول بود خاطر ارباب نظر شده کاسد همه بازا...

باد صبا باد صبا بر گل گذر کن گل گذر کن گل گذر کن از حال گل ...

اشک مهتاب به من گفتی که دل دریا کن ای دوست همه دریا از آن م...

اشک مهتاب به من گفتی که دل دریا کن ای دوست همه دریا از آن م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط