بی یار نبودی که ببینی چه کشیدم

بی یار نبودی که ببینی چه کشیدم
بی زار نبودی که ببینی چه کشیدم

تو یک خط صافی که به بن بست نخورده
پرگار نبودی که ببینی چه کشیدم

تو عادتت این بوده که آسوده بخوابی
بیدار نبودی که ببینی چه کشیدم
"من" پیش نگاه تو چه سخت است ولیکن
انگار نبودی که ببینی چه کشیدم
باغ ارمی ارگ بمی چهل ستونی
آوار نبودی که ببینی چه کشیدم

از چهره ی خورشید فقط سایه کشیدی
دیوار نبودی که ببینی چه کشیدم
صد مرتبه سوزانده ای و باز بسوزان
سیگار نبودی که ببینی چه کشیدم

هربار تو بردی و انالحق زدی و بعد...
بردار نبودی که ببینی چه کشیدم
تو مثل من از وسوسه ی شعر سرودن
بیزار نبودی که ببینی چه کشیدم
دیدگاه ها (۱)

بی یار نبودی که ببینی چه کشیدمبی زار نبودی که ببینی چه کشیدم...

بی یار نبودی که ببینی چه کشیدمبی زار نبودی که ببینی چه کشیدم...

گر همسفر عشق شدی مرد سفر باشورنه ره خود گیر و یکی راهگذر باش...

گر همسفر عشق شدی مرد سفر باشورنه ره خود گیر و یکی راهگذر باش...

پدر

روز دختر و پیشاپیش به همه دختران سرزمینم و دختر قشنگ خودم تب...

ﺑﻜﻦ ﭘﻴﺪامﻛﻪ دﻟﺘﻨﮕﻴﻢ واﺳﻪ ﭼﺸﻤﺎت ﻣﻦ و ﺗﻬﺮانﻣﺒﻴﻨﻴﻢ ﻋﻜﺴﺎﺗﻮ ﺧﻴﺲ ﻣ...

مثل سرزمینی هستی که دیگر نمی‌توانم به آن برگردم 🫠#میخواهم_زن...

💔💔🥀🥀

دوستت دارم💞و این را روزی هزارباربرایِ خودم تکرار می کنمو سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط