.

.
دل خودش رفت و خودش در انتظاری کهنه سوخت
در میان معرکه، آتش بیاری کهنه سوخت

یک زمستان طی شد اما زیر سقف کلبه ای
یادگاری های انبوه ِ چناری کهنه سوخت

آخرین سیاره با آن چند ماهش یخ زد و
اولین سیاره تنها در مداری کهنه سوخت

در فراق ِ هم ردیفان ِ همیشه در سفر
انتهای ایستگاهی نو، قطاری کهنه سوخت

دست خالی آمدم از آخرین اجرای خویش
آتشی برپا شد و در آن سه تاری کهنه سوخت

شک رهایم کرد در آن سجده ی بی بازگشت
داغِ پیشانی زد و رکعت شماری کهنه سوخت

لمس کردی با نوک انگشت، سنگی سرد را
نام ِ ناخوانای من روی مزاری کهنه سوخت
شب بخیر دوستان عزیز.....یاعلی مدد
دیدگاه ها (۳)

اولین سیاره تنها در مداری کهنه سوخت

.بست روی سر عمامه #پیغمبر رارفت تا بلکه پشیمان بکند لشکر را....

ﺑﻜﻦ ﭘﻴﺪامﻛﻪ دﻟﺘﻨﮕﻴﻢ واﺳﻪ ﭼﺸﻤﺎت ﻣﻦ و ﺗﻬﺮانﻣﺒﻴﻨﻴﻢ ﻋﻜﺴﺎﺗﻮ ﺧﻴﺲ ﻣ...

مثل سرزمینی هستی که دیگر نمی‌توانم به آن برگردم 🫠#میخواهم_زن...

💔💔🥀🥀

دوستت دارم💞و این را روزی هزارباربرایِ خودم تکرار می کنمو سر...

میگن عشقبه شدتشه نه به مدتش،اما من چند مدتیه به شدت دوست دار...

معین گوش کن لذت ببر 👌👌👏👏👏تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 ل...

تولدت مبارک مهر ماهی جان 🤩💋💜

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط