و من هر بار كه چشمانش را ديدم غزلى نو نوشتم

و من هر بار كه چشمانش را ديدم غزلى نو نوشتم
منِ عاشق چه مى دانستم، يك روز غزل هايم
تنها مرهمِ دلتنگى هايم خواهند شد!


#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۰)

میدانی جان دلمخیلی ها میگویند....عشق شهریار حسابی ناب بودمیگ...

حتی یک نفر در این دنیاشبیه تو نيـستنه در نفس کشیدن نه در نفس...

یک فنجان یادت کافی ست تا باران بند نیاید...تا صبح ،پشت پنجره...

گفتم ای جان و جهان‏چشم و چراغِ دل من‏من همان عاشقِ دیرینه‌ی ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ فول.کن.فولت.کنم 🤏🏻 " برایش نوشتم دلتنگت ...

جملاتم هـر روز ڪوتاہ تر مے شوندهـر روز چند ڪلمہ ڪمترچند ...

. امروز عاشق‌ترم،عاشق‌تر از تمام روزهای قبلهر روز تو را دیدن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط