کاش می شد از تنهایی گفت. . . .
کاش می شد از تنهایی گفت. . . .
از چیزی که مثل خوره روحت را می خورد,
و جسم تو را آب می کند. . . .
تنهایی که تنهایت می گذارد,
تا عاشق و عاشقتر می شوی. . . .
انچه که تو را به خیانت نزدیک و از خدا دور می کند,
انقدر که از نگاه دیگران غافلی و از نگاه خدا دورتر. . . .
کاش می شد با تو,
از تنهایی گفت. . . .
انقدر گفت تا از دیوار بی عبور تنهایی عبور کرد. . . .
کاش می شد انقدر از تنهایی گفت,
تا همچون غروری و همچون قلبی به پایت شکست. . . .
کاش می شد از تنهایی گفت و رفت تا به هم رسید. . ..
از چیزی که مثل خوره روحت را می خورد,
و جسم تو را آب می کند. . . .
تنهایی که تنهایت می گذارد,
تا عاشق و عاشقتر می شوی. . . .
انچه که تو را به خیانت نزدیک و از خدا دور می کند,
انقدر که از نگاه دیگران غافلی و از نگاه خدا دورتر. . . .
کاش می شد با تو,
از تنهایی گفت. . . .
انقدر گفت تا از دیوار بی عبور تنهایی عبور کرد. . . .
کاش می شد انقدر از تنهایی گفت,
تا همچون غروری و همچون قلبی به پایت شکست. . . .
کاش می شد از تنهایی گفت و رفت تا به هم رسید. . ..
- ۶۲۹
- ۲۳ فروردین ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط