باز باران بی ترانه

باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی کسی‌های شبانه
می‌خورد بر مرد تنها
می‌چکد بر فرش خانه
باز می‌آید صدای چک چک غم
باز ماتم
من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی‌دانم، نمی‌فهمم
کجای قطره‌های بی کسی زیباست؟
نمی‌فهمم، چرا مردم نمی‌فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزد
کجای ذلتش زیباست؟
نمی‌فهمم، نمی‌دانم
چرا مردم نمی‌دانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دل‌هاست
کجای مرگ ما زیباست؟
بشنو از من، کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا،
از برای مردم زیبای بالادست
و آن باران که عشق دارد،
فقط جاری ست بر عاشقان مست
و باران من و تو درد و غم دارد...
دیدگاه ها (۲)

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ویکم: دیوار---بعد از آن بوسه.در باغ. در...

موسیقی

عاشقانه های شبنم

شب دویستم در محراب عشق!شب دویستم است. دویست شب از آن روز سیا...

لبخندی که بوی آرامش می‌داد...تصویری از لبخند شهید مرتضی لاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط