سناریو

درخواستی
وقتی مافیا هستن و از دستشون فرار میکنیم ولی پیدامون میکنن




نامجون:من همیشه باهات مهربونم ولی اگه سعی بکنی از پیشم بری ممکنه خطرناک بشم🙃


جین:فک کردی نمیتونم پیدات بدگرل🙍‍♀️


شوگا:انگار خیلی دوس داری اون روی دیگمو ببینی🤫


جیهوپ:من ۹۹ درصد اوقات مهربونم بهتره اون یه درصد و نبینی چاگیا🙂😊😈


جیمین:من همیشه اون آدم کیوت و مهربون نیستم یه وقتایی میتونم انقد بد باشم که دیگه نتونی رو پاهات وایسی😈💀


تهیونگ:اگه دوست نداشتم الان اینجا نبودی تو جهنمی که برات می‌ساختم بودی🔥🌋


کوک:میبینم که اونقدرام کوچولو نیستی دیگه بزرگ شدی پس حالا میتونی کارای آدم بزرگا رو انجام بدی بدگرل😈
دیدگاه ها (۰)

🤣🤣😂😂

سناریو

پارت دهم | رمان فرزند آتشسه هفته بعد از عروسیِ مخفیانه‌ی جون...

معشوقه دشمن P³¹ساعت ۱۱:۰۳ صبح بود.تو اتاقش درحال پذیرش پروند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط