من غم لحظه لحظه ی نبودنت را

من غم لحظه لحظه ی نبودنت را
در کلمه کلمه ی شعرهایم
فریاد کشیدم
و در هر فریادی
با قطره قطره ی اشکهایم
دلتنگی ام را گریه کردم.
اما تو
نه فریادم را شنیدی
نه اشکهایم را دیدی
و نه شعرهایم را خواندی
نازنینم
تو چقدر بیوفا بودی
و من هیچگاه نمیدانستم
#عاشقانه#عاشقانه_ها #دلنوشته#دلنوشته_ها #عکسنوشته#عکس_نوشته#دلتنگی
دیدگاه ها (۲)

.حواس من پیش تو بود در تمام شعرهایم میرقصیدیدر تمام رویاهایم...

تماشای چشمهایتدرمان تمام غمهای من بودو من چقدر غمگینم وقتی ن...

من کلمات را به هم میبافم وزن میدهم ردیف میکنم و قافیه میسازم...

.وقتی که مُردم چشمهایم را ببند و مرا در آغوش خود دفن کنمیخوا...

این قطار هیچ وقت نمی‌خوابه!چان/ا.تزمانی که به محل قرار می‌رس...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣعصر همان روز، تو صدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط