وقتی میری پیشش باشگاه و...

وقتی میری پیشش باشگاه و...
      فصل دوم

پارت ۷

جیمین،تهیونگ:کونیا...ایش

ا.ت:اهههه...پاشید بریم بیرون اصلا...

تهیونگ:کجا بریم بیب؟

ا.ت: چمیدونم...بریم بستنی بخوریم...

جیمین:هرچی ت بگی...

ا.ت:خب...پاشید بریم...
.
.
.
.
ا‌.ت: من حاضرمممم...

جیمین:منم حاضرم...

ا.ت: خوشتیب کردی پسر...

جیمین:من همیشه خوشتیپم...

ا.ت:....

ا.ت با اومدن تهیونگ دهنش بسته شد...

جیمین:ا.ت..ا.ت...خوبی؟

تهیونگ:دهنش بسته شد تا منو دید...اصن جذابیتمووو.

ا.ت:هعی...زر نزن بیا بریم...

تهیونگ: خب راست میگم...من ب این جذابی..خوش ب حالت...

جیمین:بیاین بریم دیگه..اه

ا.ت: نخرمون باو..اومدیم...
.............................................‌..........‌‌‌‌.....
دیدگاه ها (۳۷)

وقتی میری پیشش باشگاه و...       فصل دوم پارت ۸ (ویو ا.ت) سو...

وقتی میری پیشش باشگاه و...        فصل دوم پارت ۶ تهیونگ:منظو...

وقتی میری پیشش باشگاه و...      فصل دوم پارت ۵ ا.ت: بحث نکنی...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟥از زبان تهیونگ :تهیونگ : عام میخوای ک...

فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟤از زبان تهیونگ :حس کردم داره تکون میخ...

𝒑𝒂𝒓𝒕:14ته: خوبه من حالا من خودم بعدا بهت زنگ میزنم و گوشیو ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط