پارت اول ستاره من

پارت اول ستاره من
روزی روزگاری
مادر آی بچه بود دقیقا مثل آی زیبا بود مادر آی یه دروغگوی خفنی بود و خیلی تنها بود ولی خیلی خوب دروغ میگف طوری که کسی نمیفهمید اون تنهاعه
تا وقتی که با پدر آی آشنا شد
قیافه و ظاهرش عادی بود ولی در قلب مادر آی جا گرفت
مادر آی 7 سالش بود میخواست تو هفت سالگی با پدر آی نامزد کنه که پدر آی هم چون از ظاهر مادر آی خوشش میومد قبول کرد و مادر آی در 24 سالگی ازدواج کرد و پدر آی 25 سالش بود الان و به خوبی زندگی کردن که دو تا بچه بدنیا آوردن که یکیش خواهر آی هستش اسمش: میکوعه و یکیدیگه برادرشه اسمش : میکاگه ست
پدر آی چون یکی از بچه هاش دختر بود راضی نبود و مادر آی رو کلی دعوا میکرد که سه سال بعد شد مادر آی آی رو بدنیا آورد وقتی پدر آی متوجه این قضیه شد خشمگین شد و از مادر آی طلاق گرفت و مادر آی بخاطر اینکه هیچ پولی نداشت مجبور بود
آی رو بزاره تو یک یتیمخونه و به آی قول داد که برگرده مادر آی فقط تونست بچهای بزرگشو با خودش ببره آی رو بخاطر اینکه از اونا کوچیکتر بود گذاشت آی تو اون یتیمخونه یه نوزاد بود که یک زن ازش مراقبت میکرد آی اونو مادر خودش میدونست تا موقعی که آی یک سالش شد یه نامه فرستادن از یه جایی که نوشته بود مادر آی مرده اون زنی که از آی مراقبت میکرد اینو خوند و به هیچکس این قضیه رو نگفت حتی آی چون آی یک سالش بود اون زن قسم خورده بود تا آخر عمرش این قضیه رو به آی نگه این زن 9 سال بعد که آی تازه 10 سالش شده بود مرد آی وقتی این قضیه رو فهمید خیلی ناراحت شد خیلی گریه کرد چون جز اون کسی رو نداشت که پیشش باشه آی و همونجا بود که آی بفکر انتقام بود هر دو ستاره درخشانی که تو چشمای آی بود سیاه شد........ادامه دارد
اگه خوشتون اومد بگید پارت دوم وقتی 30 تایی شدم میزارم
اگه نیومد پارتای دیگشو دیگه نمیزارم
دیدگاه ها (۱۶)

پارت دوم ستاره من۴ سال بعد:آی الان 14 سالش شده و آی هنوز نتو...

꒦꒷‧₊˚⊹༶꒦꒷‧₊˚⊹༶꒦꒷꒦꒷‧₊˚⊹༶꒦꒷‧₊˚⊹༶꒦꒷ᬼوڿشݥاݩۺ مأݩنڐ ٵݭݥأטּ ڜٻ ڊࢪخۺ...

اگه میخوای این کلیپ رو کپی کنی اول ازم اجازه بگیرچون بزور گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط