بر پرت افتاده ترین راه ها پوزار کشیده بود

بر پرت افتاده ترین راه ها پوزار کشیده بود
رهگذری منتظر...!
که هر بیشه و هر پل صدای آوازش را میشناخت
مردی مختصر
مردی که خلاصه ی خود بود...!
دیدگاه ها (۰)

کاش دلتنگی نیز نام کوچکی داشت تا به هنگام صدایش کنیهمچون مرگ...

حاتمی‌کیا: وقتی درباره فعالیت‌های حاج قاسم تحقیق کردم فهمیدم...

جاده ها با خاطرهء قدمهای تو، بیدار میمانند که روز را پیشواز ...

باری دیگر به پیرمود بالای سکو نگاهی ریز انداخت... احساس حماق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط