چه حالی میداد وقتی بهمون میگفتن از دفتر گچ بیارید

چه حالی میداد وقتی بهمون میگفتن از دفتر گچ بیارید
دیدگاه ها (۴)

قصه های مجید

یادش به خیر

هیچ شبی، پایان زندگی نیست!از ورای هر شب،دوباره خورشید طلوع م...

نمیدونم چرا ولی وقتی بچه بودم میخواستم دست یا پام گچ بگیرن🤣🤣...

جای تعجب نیس وقتی پدرم بود موزان بهمون حمله نکرد

نه خدایی یه دلیل منطقی بیارید که اینا چرا وقتی شبه عینک زدن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط