بگذار بی‌پروا بگویم

بگذار بی‌پروا بگویم
نیاز دارم به تو
به هرم نفس‌هایت،
وقتی سرمای دلتنگی در بر می‌گیرد مرا..

چقدر خواستنی‌ست
نگاه شورانگیز تو
که چون شمیمی جان‌فزا
سر حال می‌آورد
قلبِ تنهایم را..

محبوبم
کاش می‌دانستی
که با هر لبخندت شکوفه باران می‌شوم
و با هر سکوتت چنان برگ های پاییزی
فرو می ریزم..

اگر نباشی فراموش می‌شوم
همچون شعری، در دفتری خاک خورده..
همچون پاره ابری، در گلوی آسمان..
همچون گل یاسی، در باغی متروکه..

کاش می‌دانستی
که چطور چشمانت سنجاق شده‌اند
به چشمانم..

تکیه می‌دهم بر دیوار خیالت
رویاهایم از جایی آغاز می‌شوند
که تو با لبخند
پذیرای عاشقانه‌هایم می‌شوی...

و بوسه‌هایم تسکین می‌شوند و
حریم امن دستانم آشیان،
برای تار موهایت...


#عاشقانه
#دوست_داشتنی
#عشق
#زندگی
#شادی
#امید
#ویسگون
دیدگاه ها (۲)

دلتنگی هایم را چگونه گویم وقتی قلم نیز دلتنگی هایم را نمی نو...

کاش می توانستم بنویسم آنچه در قلبم می گزرد کاش می توانستم بن...

من شاعر نیستم من تنها کلماتی را می دانم که نام تو را دارند و...

« زیباترین لحظه زندگی ام »چه لحظه زیبایی است آنگاه که تو در ...

💞💞💞💞💞💞💞در  خواب میدیدم که تو، شیداترینم کرده‌ای..در کاخِ قلب...

#عاشقانه_های_امیر_علی#شعر_های_زیبا_دلنشین#دلبرانه #عاشقانه_ه...

امشب از آسمان دیده توروی شعرم ستاره می بارددر سکوت سپید کاغذ...

امشب از آسمان دیده تو روی شعرم وب می‌بارددر زمستان دشت کاغذه...

ترجمه‌ی شعرهایی از برهان برزنجی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط