هوا سرد است

هوا سرد است
من از عشق لبریزم
چنان گرمم
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است
هوا سرد است اما من
به شور و شوق دلگرمم
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟
تو را هر شب درون خواب می‌بینم.. تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم
و وقتی از میان کوچه می‌آیی
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم
به خود آرام می‌گویم:
دوباره خواب می‌بینم!
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد
بیا.. من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم...
دیدگاه ها (۱۱)

لازم نیست نگران من باشید. من به‌ اندازه‌‌ی کافی نگران خودم ه...

نمی‌دانم از آن زمان چند بهار گذشتاما من روزهای بسیاری را رو ...

@ZAHRA.A.S

​خوب بودن، در این روزگار، به بهایِ سنگینی تمام می‌شود؛ به به...

ℳ𝒴 𝒸ℎ𝒶𝓇𝓂𝒾𝓃ℊ 𝒹ℯ𝓋𝒾ℓ𝓈ℯ𝒶𝓈ℴ𝓃:1𝒫𝒶𝓇𝓉:12<< 3 ماه بعد >>بارون‌های پای...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.33(از زبون نویسنده)ا.ت بل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط