در ارتفاع احساست

در ارتفاع احساست
کمر خم می کنم
دست هایت را به من بده
دست های من
چون کتابی
سطر به سطر آن
پر از حرف هاییست
که گاه
حیای زنانه ام
آن را چون سیلی سرخی
بر گونه هایم می نوازد
و چون مهری بر لب
مرا از گفتنش باز می دارد
بیا نزدیکتر
و مرا در آغوش گیر
مستی چشمانت
قلبم را
ترانه سرای عاشقانه هایی شور انگیز می کند
پرنده مهاجر
با من بمان
من همپرواز سفرهایت می شوم
با بال بوسه
در آسمان آروزهایت
پرواز خواهم کرد . . .!
دیدگاه ها (۱)

آتشی از عشق تـو در قلب ما افتـاده استبیخبرهستی که معشوقت ز پ...

چشمهایت که مال من باشددیگر چه فرق می‌کند چرخِ دنیا به کدام ج...

عشق تو رابه وادی فراموشی سپردمباید با توعشق راخوب می آموختما...

‍ باران می باریدچقدر شبیه چشمهایت بودپاک و زیباوچقدر من هنوز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط