یکی از زیر، یکی از رو...

یکی از زیر، یکی از رو...
چند لحظه سکوت،
چند قطره اشک،
چند دانه ی رها...
داشتم برایت شعر میبافتم،
حواسم پرتِ خاطراتت شد،
دانه ها از هم گسست...

شعرم را شکافتم🍃
دیدگاه ها (۳)

هرجاشو نفهمیدی بگو برات توضیح بدماز قولِ خودت منو قضاوت نکن

آموختم تلافی کردن از انرژی خودم می کاهد ...

مثل شیشه ی باران خورده دلم لَک زده برایت ...

عشق چيست؟!مانند رودخانه عميق،جويبار بى‌پايان،عشق شريك شدن رو...

پارت ۱۳ — «نقشه‌ی دستپاچه‌کننده»صبح هنوز کامل شروع نشده بود ...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

🖤 بادیگاردِ دردسرساز منپارت ۴ — «دخترعمه‌ی دردسرساز»آ.ت توپ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط