نکُنَد دل نَکَنی، دل بِکَنَد، بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟

نکُنَد دل نَکَنی، دل بِکَنَد، بهرِ تو دِل دِل نَکُنَد؟
‏ برود در بر یار دگری، صُبح ڪه بیدار شــــوی..
دیدگاه ها (۱)

مثلداروهای کم پیدا نبودتفاجعه ستمن پر از درد توام..." بیمار ...

زِ عشقت بند بندِاین دل "دیوانه"می لرزد!خرابم می کنی اما خراب...

همین که گاه به من فکر می کنی کافیست؛بمان و پشت سرم عاشقانه غ...

خفته استدر تنمهمه رگ های آرزوای پاسدار عشقبزن تازیانه ای ......

سخت است که عاشق شوی و یار نخواهد دلتنگ حرم باشی و ارباب نخوا...

هجر تو ساخت خانه‌ی صبرِ مرا خراب ؛بهر عمارتِ دلِ ویرانِ من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط