خدایا....ی لحظه ی چیزی بگم؟؟؟؟

خدایا....ی لحظه ی چیزی بگم؟؟؟؟
اروم میگم,بین خودمون باشه....خودت ازدل من خبرداری....میبینی ک هنوز نگفته چشام خیس شده امامیخوام ی باردیگه ب خودت بگم....
اروم میگم
‘‘دلم برااااااش خیییییییییییییییلی تنگ شده’’....
دیدگاه ها (۶)

چجوری؟ب چه شکل؟محاکمه خودت ب عنوان شروع و مقدمه ، میتونه سرآ...

رمان آرام باش

وقتی بدون اجازه اش میری بار

روزی که گذشت روز بسیار بسیار فرسایشی و سختی برای من بود ... ...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

پارت ۴ ویو ا.ت چند لحظه سرش رو انداخت پایین سکوت آزار دهنده ...

رمان تو خود منی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط