part 9

part 9
برادر ناتنی
فیلیکس: باشه
ات: از بغلش اومدم بیرون ورفتم ی دوش گرفتم ولباس همامو پوشیدم ی ارایش ساده کردم وفیلیکس منو رسوند
فیلیکس: شب وقت داری؟
ات: نه چرا
فیلیکس: هیچی گفتم بریم بیرون
ات: خیلی دلم میخوادولی واقع نمیتونم
فیلیکس: عیبی نداره برودیرت میشه
ات: مرسی دستم رو انداختم دور گردنش ی بوسه گذاشتم روی لبش
اومممم چسبید
فیلیکس: اوممم خوشمره..... لب پایینی ات ور گازمیگیره
ات: اییی دردم گرفت
فیلیکس: وقتی ازدواج کنیم قراره دردهای بدتری رو تجربه کنی
ات: حقله دستاش رو بازمیکنه
خیلی منحرفی
فیلیکس: حقیقته
ات: اصلا برودیگه
فیلیکس: خداحافظ
ات: باییییی....... داشتم میرفتم داخل که جیمین جلوم ضاهر شد
................ یا بسم ﷲ اهم ی اهومی بگو
جیمین: مگه تو داشتی از دوست پسرت لب میگرفتی اهم اهوم کردی
ات: دیدی؟
جیمین: اره!
ات: شنیدی؟
جیمین: اره!
ات: همشو؟
جیمین: همشو!
ات:......... ـ
جیمین: بیابریم داخل دیگه
ات: باش..... رفتم داخل همه داشتن پچ پچ میکردن ی طورایی هم ناراحت بودن
مینسو: عه ات سلام
ات: سلام چه خبره؟
مینسو: خانم گواناش داره استفا میده
ات: واقععععع؟ چررااااا؟
مینسو: میخواد بازنشست بشه
ات: اهااااااااااااا
دیدگاه ها (۲)

اسلاید اول فیلیکس اسلاید دومجیمین تو ی فصل اول

خب دخترا از یک تا ده به رقصم چند میدین؟

part 8برادر ناتنی موهامو خشک کردم رفتم روی تختم ولو شدم داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط