هرچه گویند بگویندتو را می خوانم

هرچه گویند بگویند،تو را می خوانم
پایِ آن عهد که بستم با دلم می مانم
اگرم سُخره گَران طعنه زنان طَرد کنند
یا بکوشند کمی یادِ تو را سرد کنند
من فقط پرسه در احوالِ تو را می دانم
من فقط با قلمی اشک آلود
همه شب نامِ تو را می خوانم
همه گویند چرا جایِ تو را می بوسم
همه گفتند و بگویند و چه ها می گویند
دلخوشم با تو و یادت همه عمر
راضیم در عدمت می پوسم
همه بگذار مرا سنگ زنند
انگِ دیوانگی و ننگ زنند
همه دم نامِ تو را میخوانم
همه شب جایِ تو را می بوسم...
دیدگاه ها (۵)

ناز ﺁﻥ ﺍﺧﻤﺖ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻟﺐ ﺯ ﻟﺐ ﻭﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ...ﮔﻮﺵ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻛﺮ ﻋﺠﺐ، ﺁﺷ...

‌فضای خانه که از خنده‌های ما گرم استچه عاشقانه نفس می‌کشم!، ...

به جــز او را نمی خواهد دلم اصلن، نمی فهمدنه تنها روح عصیانـ...

پنجشنبه ها اتاقماز عطر پونه ای می گوید کهپیدا و پنهان مهربان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط