گر عقل پشت حرف دل اما نمیگذاشت

گر عقل پشت حرف دل اما نمی‌گذاشت
تردید پا به خلوت دنیا نمی‌گذاشت

از خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست
می‌شد گذشت، وسوسه اما نمی‌گذاشت

این‌قدر اگر معطل پرسش نمی‌شدم
شاید قطار عشق مرا جا نمی‌گذاشت

دنیا مرا فروخت، ولی کاش دست کم
چون بردگان مرا به تماشا نمی‌گذاشت

شاید اگر تو نیز به دریا نمی‌زدی
هرگز به این جزیره کسی پا نمی‌گذاشت


گر عقل در جدال جنون مرد جنگ بود
ما را در این مبارزه تنها نمی‌گذاشت

ای دل بگو به عقل که دشمن هم این چنین
در خون مرا به حال خودم وا نمی‌گذاشت

ما داغدار بوسه‌ی وصلیم چون دو شمع
ای کاش عشق سر به سر ما نمی‌گذاشت
دیدگاه ها (۳)

طلا بدون تراش و مرد بدون تلاش بها نداردبفهم!!!!

در هر صد نفر فقط یک نفر ارزش آن را داردکه با او بحث کنیبگذار...

چونان به من نزدیکیکه اگر جایی نباشم،تو نیز نیستیچونان نزدیکی...

مادر دوستت دارم

میشه لطفا فالو کنید...

از کنار من افسرده تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو ...

به دریا می زنم ! شاید به سوی ساحلی دیگرمگر آسان نماید مشکلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط