عشق یعنی می توان پروانه بود

عشق یعنی می توان پروانه بود
یک نگاه ساده را دیوانه بود

عشق یعنی یک سبد یاس سپید
نسترن هایی که دستان تو چید

عشق یعنی باور رنگین کمان
پرگرفتن در میان آسمان

عشق یعنی ما شدن یعنی خروج
قله این زندگی یعنی عروج

عشق یعنی عالمی حرف و سکوت
یک دل بشکسته هنگام قنوت

عشق یعنی یک قدم آنسوی من
روحی اندر کالبدهای دو تن

عشق یعنی عهد بستن با خدا
تا نگردیم از کنار هم جدا

عشق یعنی مثل شمعی سوختن
چشم بر پروانه خود دوختن

عشق یعنی سادگی یعنی صفا
مخلص و یک دل شدن یعنی وفا
دیدگاه ها (۳)

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیستبین من و عشق تو ولی فاصله ...

بازیگر خوبی بودیاز تو گله ای ندارممن از سادگی خودبیزارمهر وق...

خدای خوبم ...در شامگاه امشب دلم می خواهد برای همه ی دوستان و...

میدونی آدما کی سیگار لازم میشن؟وقتی که دیگه نه قدم زدن جواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط