پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگنا

پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه است، پس اوراآزاد کرد،،پادشاه گفت حاجتی بخواه !درویش گفت :وقتی خدایی دارم که نیمه شب تورابیدارمیکندتامراازبند رها کنی،، نامردیست که ازدیگری حاجت بخواهم،،،
دیدگاه ها (۱۳)

پادشاهی درویشی رابه زندان انداختنیمه شب خواب دید که بیگناه ا...

ادامه سناریو

پارت ۳۶ — «حقیقتی که کسی نمی‌خواست بشنود»همان شب، یورا را به...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟕صبح روز بعد، سئول با صدای ناق...

پارت ۴۴ آن شب تهیونگ با چند تا از دوست‌هاش بیرون رفته بود.قر...

آوای شبپارت ۱۲ویو نویسنده ساعت : ۳:۳۰ بعد از این که انیا بکی...

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۷۷: مهمان نیمه‌شبسوآ روی تخت نشسته بود.دست...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

پارت ۱۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط