تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است

تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است
زندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده است

هر نگاهی می تواند خلوتم را بشکند
کوزه‌ی تنهایی روحم سفالی تر شده است

آخرین لبخند او هم غرق خواهد شد در آب
ماهِ در مرداب این شب ها هلالی تر شده است

گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟!
دیدم این پاسخ، از آن پرسش سؤالی تر شده است

زندگی را خواب می دانستم اما بعد از آن
تازه می بینم حقیقت ها خیالی تر شده است

ماهی کم طاقتم! یک روز دیگر صبر کن
تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است
دیدگاه ها (۴)

ای آورنده صبحدر جذبه نورت ته نشین شده ام. هوایی چنین روشن،بی...

خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیمراه رود جاری احساسمان ...

آری آغاز دوست داشتن استگرچه پایان راه نا پیداستمن به پایان د...

*

ص ۴۴به خواهرم حق میدادم  روزهایی را به خاطر اوردم‌که در مقاب...

پریسا با اصرار مرا به اپارتمانشان دعوت کرد نپذیرفتم گفت اگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط