گفتم از زشتی گفتارِ بدم ، گفت : “بیا”

گفتم از زشتی گفتارِ بدم ، گفت : “بیا”
از سیه کاری رفتار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم از غفلت دل ، از هوسم ، از نفسم
صاحب آن همه کردارِ بدم ، گفت : “بیا”
گفتم از سرکشیم ، سینه سپر ، داد زدم
نیستم خسته دل از کار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم از دوست گریزانم و در خود غرقم
دائما در پی پندار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم از گوهر ذکر تو ندارم بهره
غوطه ور مانده در افکار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم ای چشمه ی خوبی ، سحری چشم گشا
نگر اعمال شرر بار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم ای صاحب این سفره که خوبان جمعند
گفته بودی که خریدار بِدم ، گفت : “بیا”
گفتم آینه شیطان شده بودم عمری
خسته از دست همین یار بدم ، گفت : “بیا”
گفتم خدا ز دست دل من رنجیده
من همان عبد گنهکار بدم ، گفت : “بیا”
دیدگاه ها (۶)

گفتم از زشتی گفتار بدم گفت بیا- از سیه کاری رفتار بدم گفت بی...

﷽‌🥀#آقاجانم🍂مصحف روی تـو و، چشـم گنهکار من از چه منم عار تو؟...

﷽‌☘#مولاجانم🍃مصحف روی تـو وو، چشـمِ گنهکار من از چه منم عار...

تورا گفتم ، نگفتم ؟ تو را ای چشم یادت هست می گفتم؟ببین آیات ...

تورا گفتم ، نگفتم ؟ تو را ای چشم یادت هست می گفتم؟ببین آیات ...

ای که در مسجد روی بهر سجود سر بجنبد دل نجنبد این چه سود مولا...

وصیت نامه شهید امیر حاج امینی:سلام بر خدا و شهیدان خدا و بند...

سلام بر خدا و شهیدان خدا و بندگان پاک و مخلص او.بعد از مدت ه...

تک پارتی جیمین(بخش سوم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط