part
part4🦋
جونگکوک«با تکون های ریزی تو بغلم از خواب بیدار شدم که دیدم هارا تو بغلم داره ول میخوره مثل اینکه داشت خواب میدید خیلی کیوت شده بود واقعا دلم رفت براش موهاشو دادم پشت گوشش و صورتشو بوسیدم که دیدم بیدار شد
&داداش
-بیدار شدی
&اوم
-اما یکم دیگه بخواب چونکه مریضی باید استراحت کنی
&تو چی
-من می م پایین صبحونه درست کنم
&میشه منم بیام دوست ندارم تنها بمونم
-هعی چی بگم جوجه بریم{برآید بغلش میکنه}
&داداش خودمم پا دارما
-هیسسس خوب بیا رو مبل دراز بکش وایسا پتو رو هم بکشم روت آهان من برم صبحونه رو آماده کنم
&باشه
-خوب پرنسس چی میخوره؟
&نیمدونم
- باشه پس الان یه چیزی درست میکنم عاشقش میشی
&چی
-میبینی
&اوووو
-بله پس چی
&داداششششششششششششششششش
-بله
&دارم از گشنگی میمیرم
-بیا حاضر شد
&به به چه کردی
-ما اینیم دیگه
&{به سمتش میره و دستاشو دور گردنش حلقه میکنه و بوسه ی روی لپش میکاره} عاشقتم داداش
-من بیشتر فسقلی بیا بشین اینجا خوب بیا
&اوم چه خوب شده دستت درد نکنه
-خواهش میکنم
&تو نمیخوری
-چرا میخورم
ادامه دارد....
🦋صبحانه ی که کوک آماده کرد 🦋
جونگکوک«با تکون های ریزی تو بغلم از خواب بیدار شدم که دیدم هارا تو بغلم داره ول میخوره مثل اینکه داشت خواب میدید خیلی کیوت شده بود واقعا دلم رفت براش موهاشو دادم پشت گوشش و صورتشو بوسیدم که دیدم بیدار شد
&داداش
-بیدار شدی
&اوم
-اما یکم دیگه بخواب چونکه مریضی باید استراحت کنی
&تو چی
-من می م پایین صبحونه درست کنم
&میشه منم بیام دوست ندارم تنها بمونم
-هعی چی بگم جوجه بریم{برآید بغلش میکنه}
&داداش خودمم پا دارما
-هیسسس خوب بیا رو مبل دراز بکش وایسا پتو رو هم بکشم روت آهان من برم صبحونه رو آماده کنم
&باشه
-خوب پرنسس چی میخوره؟
&نیمدونم
- باشه پس الان یه چیزی درست میکنم عاشقش میشی
&چی
-میبینی
&اوووو
-بله پس چی
&داداششششششششششششششششش
-بله
&دارم از گشنگی میمیرم
-بیا حاضر شد
&به به چه کردی
-ما اینیم دیگه
&{به سمتش میره و دستاشو دور گردنش حلقه میکنه و بوسه ی روی لپش میکاره} عاشقتم داداش
-من بیشتر فسقلی بیا بشین اینجا خوب بیا
&اوم چه خوب شده دستت درد نکنه
-خواهش میکنم
&تو نمیخوری
-چرا میخورم
ادامه دارد....
🦋صبحانه ی که کوک آماده کرد 🦋
- ۱۶.۵k
- ۱۸ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط