توروتین پوستیمم انجام دادم ونشستم روی تختم که دیدم یکی دا
توروتین پوستیمم انجام دادم ونشستم روی تختم که دیدم یکی داره در میزنه خدمت کارخونست اومد تو اتاق گفت خانوم ات باباتون کارتون داره میگه بیایین پایین تو باشه رفتی پایین دیدی بابات روی کاناپه نشسته رفتی کناربابات نشستی تو چیکارم داری بابا بابات گفت که دخترم بزرگ ترین مافیای کره از من پول میخواد که مبلغشم خیلی زیاده و من نمیتونم پراختش کنم تو خب من چیکارکنم بابات خب من تو رو بجای پول دادم بهشون والان میان دنبالت تو چی اصلان میفهمی چی میگی بابات مجبورم دخترم تو نه نه بابا و دوییدی رفتی تو اتاقت و درو قفل کردی نشستی پشت در وداشتی گریه میکردی که دیدی یکی داره در میزنه بابات بود بابات دخترم دروبازکن برو بابا نمیخوام ببینمت بابات دخترم لطفاً بازکن درو میخوام باهات صحبت تو درو باز کردی نشستی رو تختت وگفتی چیکارم داری بابات اومد کنارت نشت گفت ات نگاه کن الان میان که ببرنت یه لباس خوب بپوش وبیا پایین باشه تو هیچی نگفتی وبابات رفت ودرو هم بست توروتختت درازکشیده بودی از بس که گریه کرده بودی خوابت بردم ساعت ۷شب بود که خدمتکار خونه در اتاقت رو زد و تو گفتی بیا داخل اومد تو گفت خانوم ات مهماناتون اومدن بیاین پایین تو گفتی باشه بعد رفتی یک نیم کت مشکی ودامن مشکی هم پوشیدی رفتی پایین دیدی تهیونگ نشسته رو مبل تو رفتی کناربابات نشستی تهیونگ گفت جای تو کناربابات نیست کنارمنه بابات گفت ات
- ۱۲۰
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط