**پارت دوم: جادوی کریسمس**

**پارت دوم: جادوی کریسمس**

برف هنوز روی شهر می‌نشست، اما حالا هوا کمی گرم‌تر شده بود—شاید به خاطر گرمای نگاه‌هایی که بین جیمین و یونا رد و بدل می‌شد.

بعد از ساعت‌ها حرف زدن و نوشیدن شکلات داغ، جیمین تصمیم گرفت شب کریسمس را حتی خاص‌تر کند. او دست یونا را گرفت و به سمت پارک کوچک کنار کافه برد. چراغ‌های زرد و قرمز روی درختان می‌درخشیدند و صدای خنده‌ی بچه‌ها که آدم‌برفی می‌ساختند، در هوا پیچیده بود.

یونا با حیرت به منظره‌ی زیبای شب نگاه کرد. ناگهان، جیمین مکثی کرد، به چشمان یونا خیره شد و گفت:
**"می‌دونی؟ این شب کریسمس مثل جادویه، اما هیچ چیز به اندازه‌ی تو جادویی نیست. چشمات مثل ستاره‌های این آسمونه، گرمای دستات از هر چراغی گرم‌تره."**

لبخند یونا روشن‌تر از تمام چراغ‌های کریسمس بود. قلبش به تندی می‌زد، و برای اولین بار حس کرد که این شب، قرار است تبدیل به خاطره‌ای فراموش‌نشدنی شود.
دیدگاه ها (۰)

سناریو

╔════════════════════════════╗🤍 پارت ۱۱۵ | «کریسمسی که قولِ ...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟐چند روز بعد، صدای اسب‌ها در ح...

....پارت بیستم....

نام رمان: درسایه ی پناهگاه شیرین پارت ۹:شیرینی یک شروع دوبار...

when silence became a scream p26

p24

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p29تا چشم کار می‌کرد، جنگل‌های تیره دیده ...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز ا/ت و مایکیشب کریسمس در توکیو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط