به دو زلف یار دادم دل بی قرار خود را

به دو زلف یار دادم دل بی قرار خود را
چه کنم سیاه کردم همه روزگار خود را

شبی ار به دستم افتد سر زلف یار با او
همه مو به مو شمارم غم بی شمار خود را
مولانا
دیدگاه ها (۱)

‏همیشه می ترسم کسانی روکه دوست دارم یه روز از دست بدم؛ امابا...

تو مهربان باشبگذار بگویندساده است!فراموش کار است!زود میبخشد....

دنیا هم که مال تو باشد تا زمانی که درون قلبِ یک زن جایی نداش...

برو قصه بساز واسه یک نفر دیگه که من پریدممیگی عاشقمی آخه عاش...

#شعر_قدیمی 🤍کفر سر زلف تو ایمان ماستدرد غم عشق تو درمان ماست...

برسان سلام مارا به رفوگران هجران"که دل زمانه بی تو غم بیشمار...

🌱🍒به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیربه رنج دل سزاوارم، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط