سناریو✿
سناریو✿
موضوع: وقتی بارداری ازشون بعد و میخوای سقط کنی چون فکر میکنی وقتی نینی به دنیا بیاد دیگه تو رو دوست ندارن و اونا متوجه میشن.(و دلیل این رفتارت هم اینکه که وقتی میان پیشت بدون اینکه ازت بپرسن تو حالت خوبه میگن بچه چطوره یا فقط به شکمت خیره میشن)
نامجون: ات شوخیت گرفته؟ حسودی میکنی؟
ات: نخیر.. کامل مشخصه وقتی به دنیا بیاد، اصلا بهم اهمیت نمیدی
نامجون: دیوونه ای؟ من تورو به دنیا نمیدم، یه بچه که هنوز به دنیا نیومده که سهله.. بعدشم.. اونکوچولو گناهی نداره که میخوای بکشیش خب..
ات: قول میدی به اون بیشتر از من اهمیت ندی؟
نامجون: قول میدم بیبی
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جین: ات..(شروع کرد به خندیدن)
ات: مرض قنددددد
جین: بخاطر یه بچه؟
ات: تو هیچ وقت حالمنونمیپرسی.. الان که به دنیا نیومده، وای به حال اینکه به دنیا بیاد
جین: ات تو هیچ میدونی چقدر واسه من ارزش داری؟ .. انقدری دوستت دارمکه نگو..
ات: ااهههه....
جین: پس از این فکرای احمقانه نکن ...
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
شوگا: کوچولوی حسود .. من که کل روز دارم قربون صدقه تو میرمخوووو
ات: از کجا معلوم بیشتر قربون صدقه اون نری؟
شوگا: نترس بیب نمیرم..
ات: نخیر شاید دروغ میگی.
شوگا: به من اعتماد نداری؟
ات: خب. چرا دارم.
شوگا:پس ببند کوچولو
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جیهوپ: ات چیکار میکنی؟ میخوای اونبچه بیگناه رو بکشی؟
ات: تو بیشتر به اکنمیخوای اهمیت بدی
جیهوپ: نخیرم گیج..
ات: مشخصه.. فقط حال اونو میپرسی
جیهوپ: دیوونه(خندید)
ات: نخنددددد
جیهوپ: اوکی اوکی ببخشید.. ولی هیچوقت به تو کماهمیت نمیدم، قول میدم
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جیمین: عه جوجه کوچولو حسودی میکنه؟
ات:اصلا از کجا معلوم وقتی به دنیا اومد به اوننگی جوجه کوچولو
جیمین: جوجه کوچولو لقب توعه.. به اونمیگمجوجه رنگی
ات: عههه نمیخوامممم
جیمین:اوکی اوکی ..(خندید) ولی من که به کسی جز تو اهمیتنمیدم..میدم؟
ات: نه..
جیمین: پس اونمنمیتونه جاتو بگیره
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
تهیونگ: عه عجب حسودی هستی تو
ات: همینه که هست.. خو من میدونمدیگه بدنیا بیاد میخوای قربون صدقه اون بری.. من نمیخوامممممم
تهیونگ:عه عه دختر چته تو.. اون یه بچه کوچولو هست.. هیچوقت نمیتونه جای توروبگیره که
ات: قول؟
تهیونگ: قول
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جونگکوک: عه حسود..
ات: نخیر.. از کجا معلوم شیرموز هاتو به اون ندی؟
"جونگکوک خندید"
جونگکوک:آخه بچه چرا حسودی میکنی وقتیمیدونی هیچکس نمیتونه جای توروبگیره
ات: خو چیکار کنم دست خودم نیستتتت
جونگکوک: اون نینی فقط یه بچه هست.. هیچوقت جای مامانشونمیگیره کوچولو
the end.
موضوع درخواستی بگید..
موضوع: وقتی بارداری ازشون بعد و میخوای سقط کنی چون فکر میکنی وقتی نینی به دنیا بیاد دیگه تو رو دوست ندارن و اونا متوجه میشن.(و دلیل این رفتارت هم اینکه که وقتی میان پیشت بدون اینکه ازت بپرسن تو حالت خوبه میگن بچه چطوره یا فقط به شکمت خیره میشن)
نامجون: ات شوخیت گرفته؟ حسودی میکنی؟
ات: نخیر.. کامل مشخصه وقتی به دنیا بیاد، اصلا بهم اهمیت نمیدی
نامجون: دیوونه ای؟ من تورو به دنیا نمیدم، یه بچه که هنوز به دنیا نیومده که سهله.. بعدشم.. اونکوچولو گناهی نداره که میخوای بکشیش خب..
ات: قول میدی به اون بیشتر از من اهمیت ندی؟
نامجون: قول میدم بیبی
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جین: ات..(شروع کرد به خندیدن)
ات: مرض قنددددد
جین: بخاطر یه بچه؟
ات: تو هیچ وقت حالمنونمیپرسی.. الان که به دنیا نیومده، وای به حال اینکه به دنیا بیاد
جین: ات تو هیچ میدونی چقدر واسه من ارزش داری؟ .. انقدری دوستت دارمکه نگو..
ات: ااهههه....
جین: پس از این فکرای احمقانه نکن ...
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
شوگا: کوچولوی حسود .. من که کل روز دارم قربون صدقه تو میرمخوووو
ات: از کجا معلوم بیشتر قربون صدقه اون نری؟
شوگا: نترس بیب نمیرم..
ات: نخیر شاید دروغ میگی.
شوگا: به من اعتماد نداری؟
ات: خب. چرا دارم.
شوگا:پس ببند کوچولو
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جیهوپ: ات چیکار میکنی؟ میخوای اونبچه بیگناه رو بکشی؟
ات: تو بیشتر به اکنمیخوای اهمیت بدی
جیهوپ: نخیرم گیج..
ات: مشخصه.. فقط حال اونو میپرسی
جیهوپ: دیوونه(خندید)
ات: نخنددددد
جیهوپ: اوکی اوکی ببخشید.. ولی هیچوقت به تو کماهمیت نمیدم، قول میدم
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جیمین: عه جوجه کوچولو حسودی میکنه؟
ات:اصلا از کجا معلوم وقتی به دنیا اومد به اوننگی جوجه کوچولو
جیمین: جوجه کوچولو لقب توعه.. به اونمیگمجوجه رنگی
ات: عههه نمیخوامممم
جیمین:اوکی اوکی ..(خندید) ولی من که به کسی جز تو اهمیتنمیدم..میدم؟
ات: نه..
جیمین: پس اونمنمیتونه جاتو بگیره
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
تهیونگ: عه عجب حسودی هستی تو
ات: همینه که هست.. خو من میدونمدیگه بدنیا بیاد میخوای قربون صدقه اون بری.. من نمیخوامممممم
تهیونگ:عه عه دختر چته تو.. اون یه بچه کوچولو هست.. هیچوقت نمیتونه جای توروبگیره که
ات: قول؟
تهیونگ: قول
✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿
جونگکوک: عه حسود..
ات: نخیر.. از کجا معلوم شیرموز هاتو به اون ندی؟
"جونگکوک خندید"
جونگکوک:آخه بچه چرا حسودی میکنی وقتیمیدونی هیچکس نمیتونه جای توروبگیره
ات: خو چیکار کنم دست خودم نیستتتت
جونگکوک: اون نینی فقط یه بچه هست.. هیچوقت جای مامانشونمیگیره کوچولو
the end.
موضوع درخواستی بگید..
- ۸۱.۶k
- ۰۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط