نم نم باران زند بر شیشه بیدارت کند

نم نم باران زند بر شیشه بیدارت کند
یاد من اید کنارت تا که بی تابت کند.

حس کنی یک لحظه من درزیر باران بیکسم
غرق صدهاخاطره گردی که بیخوابت کند،

بوی شیدایی بپیچد درفضای خانه ات.
اخرش این عشق عالی زار و بیمارت کند.

باد آید پرده ذهن ات گشاید سوی ما
یاد ما افتی،جنون ازخویش بیزارت کند.

با نوک انگشت نویسی (خاطراتت زنده شد)
بر بخار روی شیشه....بلکه ارامت کند

عاصیم در زیر باران با هزاران خاطره
گفته ام باران بیاید تا که بیدارت کند
دیدگاه ها (۴)

آذر ماه،ماه خزان،ماه من امد...

تمامش کن این شطرنج رامن مات تو ماندمتو در تلاطم کیش...شطرنج ...

شیفته این خلقت خدا ام...ماهخیلی دوسش دارم.واقعا کلمات توان و...

در عجبم،که در هیاهوی این عمر فانی،همچون وزغ ابیمنتظر در آبگی...

نم نم باران زند بر شیشه بیدارت کندیاد من اید کنارت تا که ...

نم نم باران زند بر شیشه بیدارت کندیاد من اید کنارت تا که ...

نم نم باران زند بر شیشه بیدارت کندیاد من اید کنارت تا که ...

نم نم باران زند بر شیشه بیدارت کندیاد من اید کنارت تا که ...

نم نم باران زند بر شیشه بیدارت کندیاد من اید کنارت تا که ...

نم نم باران زند بر شیشه بیدارت کندیاد من اید کنارت تا که ...

نم نم باران زند بر شیشه بیدارت کندیاد من اید کنارت تا که ...

نم نم باران زند بر شیشه بیدارت ڪندیاد من اید ڪنارت تا ڪه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط