بعد از اینکه ترس ما ریخت و دخترا هم از کارشون پشیمون شدن
بعد از اینکه ترس ما ریخت و دخترا هم از کارشون پشیمون شدن شام خوردیم و رفتیم تا خریدامون رو باهم چک کنیم.راستی فهمیدم کلاغا که میگن دقیقا کیان.کلاغا سا به عبارت دیگه فوضولای محله همون بچه های کلاس آن.انگار بچه ها یه گروه دارن که فقط من و کاتسوکی توش عضو نیستیم.کاتسوکی که خودتون بهتر میدونید.و من هم چون دانش آموز انتقالی ام.خب الان من هم تو این گروه عضو ام.چه کنیم یه روزی به درد میخوره دیگه.
من خریدام رو روی میز چیدم.اوراراکا روبروم جیرو طرف راستم و یائوروزو طرف چپم.منو که خودتون خبر دارین چیا خریده بودم.بریم سراغ بقیه
.جیرو یه جعبه پنبه و چند تا بسته پد الکلی گرفته بود.میگفت به درد میخورن.یکم هم دارو گرفته بود
.یائوروزو هم چند تا بسته بیسکویت انرژی زا با مارک خارجی خریده بود.اهم.بچه پولداره دیگه
.اوراراکا یه شونه جدید و چند تا گیره مو خریده بود.آخه شونه و گیره موهای قبلیش رفتن هوا.دیروزخب صبح که از خواب بیدار شده بود یکم گیج خواب بود برا همین نفهمید کی وسایلش رو معلق کرد و دیگه بقیه اش رو خودتون میدونید.همرو گفتم دیگه.
راستی بهتون گفتم امروز چیشد؟استاد آیزاوا یهویی سر و کله اس تو گروه بچه ها پیدا شد.یهویی پیداش شد خب.اصلا خودتون ببینید...
_________________________________________________________ ¹⁹:⁰⁶ راستی بچه ها فهمیدین امروز چیشد؟ (🤍🧡)
¹⁹:¹³ نه چیشد؟ (⚡)
¹⁹:³⁹ هانا به باکوگو هدیه داد! (🤍🧡)
¹⁹:⁴⁵راستی؟! (🍇)
*** (🌀) به گروه" کلاغ های A¹ "پیوست*** ¹⁹:⁵⁸
(🌀) هی دهنتون رو میبندین یا ببندم؟²⁰:¹⁵
یاخدا تو رو کی تو گروه اد کرد؟ (⚡)²⁰:²²
------------------------------پیام های خوانده نشده-----------------‐----------
*** (❤👀) به گروه" کلاغ های A¹ "پیوست*** ²¹:⁴³
هی امشب زود بخوابید فردا کار مهمی باهاتون دارم (❤👀) ²¹:⁴⁵
*** (❤👀) از گروه خارج شد*** ²¹:⁴⁹
الان چیشد؟! (💯) ²¹:⁵⁶
بچه ها برید بخوابید ساعت ۱۰ عه (👓) ²²:⁰⁰
__________________________________________________________
خب دیگه من باید برم بخوابم.فردا باید بریم مدرسه.کنجکاوم بدونم آیزاوا میخواد چی به ما بگه.
***توجه***
🍇=میناتا
❤👀=آیزاوا
⚡=کامیناری
🌀=هانا
🤍🧡=سرو
👓=ایدا
💯=کریشیما
(خب من واسه این خیییییلی زحمت کشیدم ببین چقدر خلاقیت به خرج دادم حالا لایک کن کامنت هم بزار❣
من خریدام رو روی میز چیدم.اوراراکا روبروم جیرو طرف راستم و یائوروزو طرف چپم.منو که خودتون خبر دارین چیا خریده بودم.بریم سراغ بقیه
.جیرو یه جعبه پنبه و چند تا بسته پد الکلی گرفته بود.میگفت به درد میخورن.یکم هم دارو گرفته بود
.یائوروزو هم چند تا بسته بیسکویت انرژی زا با مارک خارجی خریده بود.اهم.بچه پولداره دیگه
.اوراراکا یه شونه جدید و چند تا گیره مو خریده بود.آخه شونه و گیره موهای قبلیش رفتن هوا.دیروزخب صبح که از خواب بیدار شده بود یکم گیج خواب بود برا همین نفهمید کی وسایلش رو معلق کرد و دیگه بقیه اش رو خودتون میدونید.همرو گفتم دیگه.
راستی بهتون گفتم امروز چیشد؟استاد آیزاوا یهویی سر و کله اس تو گروه بچه ها پیدا شد.یهویی پیداش شد خب.اصلا خودتون ببینید...
_________________________________________________________ ¹⁹:⁰⁶ راستی بچه ها فهمیدین امروز چیشد؟ (🤍🧡)
¹⁹:¹³ نه چیشد؟ (⚡)
¹⁹:³⁹ هانا به باکوگو هدیه داد! (🤍🧡)
¹⁹:⁴⁵راستی؟! (🍇)
*** (🌀) به گروه" کلاغ های A¹ "پیوست*** ¹⁹:⁵⁸
(🌀) هی دهنتون رو میبندین یا ببندم؟²⁰:¹⁵
یاخدا تو رو کی تو گروه اد کرد؟ (⚡)²⁰:²²
------------------------------پیام های خوانده نشده-----------------‐----------
*** (❤👀) به گروه" کلاغ های A¹ "پیوست*** ²¹:⁴³
هی امشب زود بخوابید فردا کار مهمی باهاتون دارم (❤👀) ²¹:⁴⁵
*** (❤👀) از گروه خارج شد*** ²¹:⁴⁹
الان چیشد؟! (💯) ²¹:⁵⁶
بچه ها برید بخوابید ساعت ۱۰ عه (👓) ²²:⁰⁰
__________________________________________________________
خب دیگه من باید برم بخوابم.فردا باید بریم مدرسه.کنجکاوم بدونم آیزاوا میخواد چی به ما بگه.
***توجه***
🍇=میناتا
❤👀=آیزاوا
⚡=کامیناری
🌀=هانا
🤍🧡=سرو
👓=ایدا
💯=کریشیما
(خب من واسه این خیییییلی زحمت کشیدم ببین چقدر خلاقیت به خرج دادم حالا لایک کن کامنت هم بزار❣
- ۲.۴k
- ۱۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط