من تب زده، بیمار و... تو انگار نه انگار!

من تب زده، بیمار و... تو انگار نه انگار!
لب تشنه ی دیدار و... تو انگار نه انگار!

دور از تو شده سنگ صبور من ، دل تنگ
یک گوشه ی دیوار و... تو انگار نه انگار!

از چشم تو افتاده ام و زیر قدمهات
له میشوم این بار و... تو انگار نه انگار!

دلتنگی و بی همنفسی حال خرابی ست
روی دلم آوار و ... تو انگار نه انگار!

من را به گناهی که نگاه تو در آن بود
بردند سر دار و... تو انگار نه انگار!

جان میکنم و محو تماشایی و هر روز
این حادثه تکرار و... تو انگار نه انگار!

بی مرگ نشد لایق چشمان تو باشم
حالا شدم انگار و... تو انگار نه انگار!

با عشق تو می مانم و میمیرم اگر چه
من میکشم آزار و... تو انگار نه انگار!
دیدگاه ها (۱)

مینویسم در کتابم ، نامـــه ای از سرنوشتروزهای پیش ازاین را ک...

تـنـهــــــایــے⇝مـجـبــــــورمـ ڪـــرد⇝ڪہ بـهـتـریـن دوسـت ...

احساسِ غربت مےڪنم …وقتے ڪنارم نیستے …با اشڪ خلوت مےڪنم …وقتے...

زندگی شطرنج است...عمرما صفحه آن...آدمی دراین سو...روزگاردر آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط