یک هفته بعد صبحبالکن عمارتشخص سوم

"یک هفته بعد-۳:۰۷ صبح-بالکن عمارت-شخص سوم"
تو این یک هفته نیو فکراشو کرده بود و جیم هم استراحت کرده بود و امروز همون روزی بود که باید جوابش رو میشنید...جوابی که تایین میکرد زنده بمونه یا نه...جیم و نیو قرار بود که سر ساعت ۳ بیان رو بالکن عمارت
"نیو"
منتظر بودم که جیمی بیاد که بالاخره اومد...نمیدونستم چجوری بهش جوابمو بگم...پس قرار بود با رفتارم و کارام نشونش بدم...داشتم همینجوری با خودم حرف میزدم که با صدای جیم متوقف شدم
-همیشه با خودت حرف میزنی؟
نیو ترسید و برگشت سمتش
-بله
جیم بازم داشت سیگار میکشید و سیگارشو پشتش قایم کرده بود ولی دودش اجازه نداد و از پشتش زد بیرون و وقتی نیو دید گفت
-بده به من
جیم سرفه ای کرد و دود با شدت از پشت لبش خارج شد
-چیو؟
-جیم خودتو نزن به اون راه...بدش به من
-باشه
و بعدش سیگارشو از پشتش دراورد انداختش پایین
-افرین
-قرار نیست جوابو بدی؟
-چرا
و بعدش نیو خیلی اروم اروم رفت جلو...دوتا دستشو گذاشت رو سرشونه های جیم و بعدش بوسه ی ارومی کاشت رو لبش
-اینم جوابم
و بعد از بالکن خارج شد و رفت داخل و وقتی میخواست بره اتاقش با دستی که گره ی دستش شد ایستاد...جیم برگردوندش و بوسه ی محکم تر ولی کوتاهی رو کاشت رو لب نیو و بعدش گفت
-فرار نکن...اجازه میدی که...ببوسمت؟
-ولی تو همین الانم منو بوسیدی
-منظورم بوسه ی طولانیه
-با کمال میل
و بعد بوسه ی صداداری رو شروع کردن غافل از اینکه اون دکتر بی همه چیز تمام مدت داشت ویدیو ظبط میکرد
دیدگاه ها (۲)

"اتمام مدت زمان سفر پی(پدر نیو)-شخص سوم"تو این یک ماه نیو و ...

اینم دوتا پارت زیبای دیگه.راستی.عکسایی که فعلا میزارم(به غیر...

اینم چهارتا پارت خوشگللللل.بگید ببینم پارتای بعدو کی بزارم؟

"۱۸:۵۰ عصر-کافه ماه-شخص سوم"نیو حتی یک لحظه هم به جیم نگاه ن...

.ولی حیف که نیو نذاشت همه چی خوب پیش بره و تو مهمونی حسابی م...

"نیو"واقعا از رفتاراش خسته شدم...مدام کنترلم میکنه...یعنی چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط