PR

#P𝗔R𝗧 : 28
#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e
عـشـقِ تَـرسـنـٰاک
✦...............................
❗: آغاز رائ گیری
پنج دقیقه بعد
لارا"با شندن صدا همه توی سالن جمع شدیم تا فکرکنیم به کی باید رائ بدیم و کی مافیاست
نگاهمو بین جمعیت هاچرخوندم چشمم به جونگکوک که روی پله ها نشسته بود و از قبل نگام میکرد خورد تا متوجه نگاهم شد چندبار پلک زد مردمک چشم های زیباشو به جای دیگه ای داد سرم رو پایین اوردم و ریز خندیدم که از چشم جونگکوک دور نموند..چنددقیقه گذشت که
❗: پارک سومی به کیم تهیونگ رائ داد
روبه سومی گفتم
لارا:شیبال...چرا تو
سومی:باید چشم و گوش هاتونو باز کنید کی بود که پیشنهاد داد بریم طبقه بالا؟سومی:تهیونگ..شاید میدونسته چون مافیاست ممکن بود به جای داداشم یکی از شما یا شاید همتون بمیرید
هانول:باز این احمق شروع کرد
سومی:احمق خودتی..چشم و گوش هاتونو باز کنید صددرصد اون مافیاعه..تهیونگ از این بازی حذف میشه همین
❗: پارک سلین به کیم تهیونگ رائ داد
❗: بک یونا به کیم تهیونگ رائ داد
❗: الکس واتسون به کیم تهیونگ رائ داد
گوش هامو گرفتمو گفتم
لارا:بس کنید عو.ضیاا بسه..
گوشیم رو در اوردم و به پارک سومی رائ دادم
❗: کیم لارا به پارک سومی رائ داد
❗: هوانگ جونهی به پارک سومی رائ داد
❗: کیم جنا به پارک سومی رائ داد
سومی داد زد
سومی:دیوونه شدید؟دارید از یه مافیا حمایت میکنید
❗: جانگ نیلی به کیم تهیونگ رائ داد
❗: جئون جونگکوک به پارک سومی رائ داد
❗: جئون هانول به پارک سومی رائ داد
❗: لی سوهو به کیم تهیونگ رائ داد
❗: کیم نامجون به پارک سومی رائ داد
❗: کیم سوکجین به پارک سومی رائ داد
❗: جانگ هوسوک به پارک سومی رائ داد
❗: آن نلا به پارک سومی رائ داد
❗: هان سویون به کیم تهیونگ رائ داد
همه ساکت شدند
❗❗: پارک سومی با رائ اکثریت از بازی حذف میشود
یه چنددقیقه گذشت دکتر کاری برای نجاتش نکرد یعنی از قدرتش استفاده نکرد که
بنگ یه تیر تو سرش..روی زمین افتاد
به بالا نگاه کردم...سر تفنگی مشخص بود...حتما یکی داره این بازی مسخره رو تماشا میکنه
❗: پارک سومی مافیا بود
...:عو.ضیه جرزن حقته
نفس راحتی از اینکه یه شهروند ساده رو نکشتم کشیدم..ولی بازم اون بخاطر من مرد هرچند دست خودش نبود نقشش چی باشه
پاهام سست شدن و روی زمین افتادم..حالم داشت بهم میخورد
تهیونگ به سمتم اومد و دستمو گرفت
تهیونگ:خوبی
لارا:اره خوبم..ولی به شدت نیاز به سرویس بهداشتی و حموم دارم
تهیونگ:میدونم..نمیشه نباشه باید بگردیم
نگاهی به ساعت کردم که یازده رو نشون میداد
لارا:وقت نداریم
تهیونگ:با چندتا از بچه ها میریم میگردیم..نیازی نیست نگران باشی زود برمیگردیم
لارا:قول بده..قبل دوازده پیشم باشی
تهیونگ:اهوم..من رفتم
د خو لامصب یه قول انگشتی میدادیییی
تهیونگ:خوب گوش کنید..من جونگکوک نامجون هوسوک میریم دنبال حموم دستشویی چیزی...میرید توی اتاق هاتون و در رو قفل میکنید ماهم قبل دوازده میایم إزت زیاد
جنا:مواضبت خودتت باش تهیونگی
تهیونگ سری تکون داد و گفت
تهیونگ:توام همین طور..جنا
اوهو این یارو نبود تا دیروز میگفن جنا نچسبه جنا چندشه جنا فلانه...جنا دخترخوشگلیه ولی به دل نمیشینه در اصل ازش زیاد خوشم نمیاد ولی به تهیونگ میاد
همه بچه ها از سالن به سمت اتاق هاشون حرکت کردند..منو جونهی هم رفتیم...روی تختم نشستم
جونهی هم روی تخت بالایی پتو رو روی خودم کشیدم که احساس کردم چیز زبری زیر دستمه دستمو بلند کردم که یه کاغذ دیدم..برش داشتم و بازش کردم
«برای رفتن زیاد عجله نکن خیلی چیز ها هست که باید بدونی jk-»
این حرو.م زاده چرا خودشو نشون نمیده؟قسم میخورم اگه ببینمش خودم قاتلش بشم با دستای خودم خف.ت میکنم جک بیشرف
نامه رو پاره کردم و انداختم روی زمین جک دیگه خیلی فشاریم کرده...
رومو برگردوندم که متوجه صدای خروپف های جونهی شدم..این بچه هنوز این عادتشو داره ولی خیلی خوبه مخصوصا وقتی که پشتمو میگیره و اون جونگکوک قطعا اگه با هانول نبود مخشو میزدم...تتو های جذابش خیلی برام اشنان ولی نمیدونم کجا دیدمشون وییییی پیرسینگ هاتش هیکلش قیافش
ده دقیقه بود که تو فکر بودم...از دست رفتم
برم بهش پیشنهاد بدم خلاصه تو دلم نمونه
اروم زدم روی پیشونیم و خندیدم
کس*خل تر از منم مگه هست منو اون؟محاله
:تق تق تق
تهیونگ؟چه زود اومد بلند شدم و درو باز کردم با دیدن هانا اخم هام تو هم رفت و گفتم
لارا:چی میخوای
دیدگاه ها (۴)

#P𝗔R𝗧 : ۲۹ 〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦............

#P𝗔R𝗧 : 27 〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦............

#P𝗔R𝗧 : 26〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

#شراب_سرخ Part: ²⁴ گذاشتم زمین که با عصبانیت سرش جیغ زدم ......

#P𝗔R𝗧 : 25〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦.............

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط